یک شاخه از درخت عناب

این یک من نوشت است

اولین مطلب

بسم الله الرحمن الرحیم 

سلام دوستان!     

سلام

             تازه بعد از مدت ها وبلاگ نویسی رو شروع کردم. قبلا توی بلاگفا وبلاگ داشتم اما الان دیگه حس کردم باید یه اسباب کشی درست و حسابی بکنم. واین شد که تصمیم گرفتم پس از گشت و گذار بین همه سرویس دهنده های وبلاگ، بلاگ بیان رو انتخاب کردم.

             اما الان خوشحالم که پس از یکسال و اندی (که داشتم برای کنکور میخوندم) دوباره میتونم از هر چی که دوست دارم بنویسم و نظرات شما رو دربارش بدونم.

            امیدوارم من رو به جمعتون راه بدین. 

با سپاس- فابانو             


 

زندگی من به یک درخت عناب میماند. نه از آنهایی که سرشان را زده اند تا پهن شود سایه شان و بعد راحت میوه هایش را چید و توی سبد انداخت.
زندگی من به آن درخت عناب توی حیاطمان است که سرش را نزدند ولی هر روز بلندتر از دیروز میشود.
یکبار طوفان شن آمد و تنه اش شکست اما باز هم از همان جا جوانه زد و بزرگ شد.
زندگی من به همان درخت میماند که برای رسیدن به میوه هایش باید با پنجه پاهایم روی صندلی خودم را بالا بکشم که میوه های درشت ترش را دست یابم.
زندگی من به همین درخت عناب وسط حیاطمان میماند که بدجوری من را وادار به دوست داشتنش میکند.
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan