یک شاخه از درخت عناب

این یک من نوشت است

پیامک های من و بابام

بسم الله الرحمن الرحیم

+من       -بابام

- کولر رو بزن رو کمی. 27/7

+سلام. سیبزمینی. لوبیاسبز. هویج. سیب درختی. 1کیلو گوشت.30/7

-مگه سلام هم میفروشن30/7 D;

+سلام چی شد؟ 6/8

_تازه نوبتمون شد. 6/8

-شیر کولر رو باز کردی که کولر روشنه؟17/8

-سلام. آدرس فلانی رو بفرست برام.8/9

+سلام تخم مرغ یادت نره.22/9 (وقتی خواست بره بهشون گفتم که تخم مرغ بخرن. یه بار پیامک دادم. یه بارم موقعی که میخواست بیاد خونه زنگ زدم. آخرش گفت: یادم رفت تخم مرغ بخرم!!!!!!!)

_سلام. شماره حساب فلانی رو بفرست.20/1 (این یکی دیگه است.)

-شماره پرونده رو فرستادی؟29/2

-سریال شماره شناسنامت رو بفرست.3/7


+به این لینک برید و از این موسیقی لذت ببرید.
خوش باشید!
خدا حفظتون کنه واسه هم:)
خدا برای همگان حفظ کنه
خدا حفظ کنه پدر جانت را :)
الهی امین
خدا سایه شونو از سرتون کم نکنه :) 
خدا سایه پدر و مادر شما را هم از سرتان کم نکند.
عجبا!من در برابر شما پس خیلی حرافم!به وبلاگم سر بزنید
حتما
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
زندگی من به یک درخت عناب میماند. نه از آنهایی که سرشان را زده اند تا پهن شود سایه شان و بعد راحت میوه هایش را چید و توی سبد انداخت.
زندگی من به آن درخت عناب توی حیاطمان است که سرش را نزدند ولی هر روز بلندتر از دیروز میشود.
یکبار طوفان شن آمد و تنه اش شکست اما باز هم از همان جا جوانه زد و بزرگ شد.
زندگی من به همان درخت میماند که برای رسیدن به میوه هایش باید با پنجه پاهایم روی صندلی خودم را بالا بکشم که میوه های درشت ترش را دست یابم.
زندگی من به همین درخت عناب وسط حیاطمان میماند که بدجوری من را وادار به دوست داشتنش میکند.
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan